کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سقایی | کلماتور
معانی کلمه : سقایی
تلفظ بین المللی :
/saq1ˈɑiː/
تلفظ :
[saq1'Ai:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سقایی کردن
رضا سقایی
محمد سقایی
مرغ سقاییان
وادی السقایین
مرتضی سقاییان نژاد
ساییدن
ساییدنی
ساییده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سقایی. [ س َق ْ قا ] ( حامص ) سقایت. آب دادن. ( فرهنگ فارسی معین ). || فروش آب. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به سقائی و سقاء شود.
سقائی. [ س َق ْ قا ] ( حامص ) عمل سقّاء :
قربه ای پر کن ز تسنیم خمیر
روح را با آن به سقائی فرست.
خاقانی.
فرهنگ فارسی
عمل سقائ
۱ - سقایت آب دادن . ۲ - فروش آب .
کلمات مرتبط
سقایی کردن
رضا سقایی
محمد سقایی
مرغ سقاییان
وادی السقایین
مرتضی سقاییان نژاد
ساییدن
ساییدنی
ساییده
نظرات