Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سفیدکاری

تلفظ بین المللی : /sefidkˈɑri/ تلفظ :‌ [sefidk'ARi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • سفید کاری کردن
  • سپیدکاری
  • سفیدکار
  • ده سفیدکریم
  • قنات سفیدکاسیج قائنات
  • سفیدآمیخت
  • سفیدار
  • سفیدخار
  • سفیدخانی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

سفیدکاری. [ س َ /س ِ ] ( حامص مرکب ) گچ کاری. دیوار یا سقف خانه را با گچ برنگ سفید درآوردن. سپیدی. رنگ سپید :
آموزد سرو را سواری
شوید ز سمن سفیدکاری.
نظامی.

فرهنگ عمید

۱. شغل و عمل سفیدکار.
۲. گچ مالیدن به دیوار، گچ کاری.
۳. [قدیمی، مجاز] بی حیایی، بی شرمی.

فرهنگ معین

( ~ . ) (حامص . ) گچکاری .

فرهنگ فارسی

گچکاری

مترادف و متضاد

گچکاری، نازککاری ≠ سفتکاری


کلمات مرتبط

  • سفید کاری کردن
  • سپیدکاری
  • سفیدکار
  • ده سفیدکریم
  • قنات سفیدکاسیج قائنات
  • سفیدآمیخت
  • سفیدار
  • سفیدخار
  • سفیدخانی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات