Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ سفیددار

تلفظ بین المللی : /sefˈiddɑr/ تلفظ :‌ [sef'iddAR]
لغت نامه دهخدا
  • باغ سفیددار
  • سفیددارو
  • سفیدداران
  • سفیددارک
  • سفیددارگله
  • سفید دار
  • سفیدار
  • سفیدخار
  • سفیدکاری
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

سفیددار. [ س َ /س ِ ] (اِ مرکب ) سپیدار. سفیدار: درخت سفیددار هرچندبرگ و ساق و شاخ آن بهم ماننده است لیکن انواع بسیار دارد. (فلاحت نامه ). رجوع به سپیدار و سفیدار شود.

سفیددار. [ س ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان پیوه ژن بخش فریمان شهرستان مشهد، دارای 146 تن سکنه و آب آن از قنات است . محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است ....

کلمات مرتبط

  • باغ سفیددار
  • سفیددارو
  • سفیدداران
  • سفیددارک
  • سفیددارگله
  • سفید دار
  • سفیدار
  • سفیدخار
  • سفیدکاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات