کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سفول | کلماتور
معانی کلمه : سفول
تلفظ بین المللی :
/sˈofuːl/
تلفظ :
[s'ofu:l]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تابو سفولوشا
رودبار سفلی
ریحان سفلی
زاب سفلی
سرول
سهول
سهولت
ساری سفلی
سدول
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
سفول. [ س ُ ] ( ع مص ) پست شدن. ( دهار ). پست و فرود شدن. || پیر گردیدن. ( منتهی الارب ). || بزیرفروشدن. ( آنندراج ) ( غیاث ) ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 158 ). از اعلا به نشیب آمدن. فرو شدن. || کم قدر شدن. ( منتهی الارب ). || ( اِمص ) پستی. ( آنندراج ) ( غیاث ) ( منتهی الارب ) : خویشتن را مسخ کردن زین سفول زان وجودی که بد آن رشک عقول.مولوی.می بیاموزد مرا وصف رسول بر علوّم می رساند زین سفو...
فرهنگ عمید
پست شدن، کم قدر شدن، فرومایه شدن، پستی و فرومایگی.
فرهنگ فارسی
پست شدن یا پیر گردیدن یا بزیر فرو شدن یا کم قدر شدن .
کلمات مرتبط
تابو سفولوشا
رودبار سفلی
ریحان سفلی
زاب سفلی
سرول
سهول
سهولت
ساری سفلی
سدول
نظرات