معانی کلمه : سعدان
لغت نامه دهخدا
هم خلیفه فیض وبغداد است هم فیض کفش
دجله از سعدان و نیل از کردمان انگیخته .
فرهنگ عمید
دو سیارۀ سعد (مشتری و زهره).
۱. گیاهی دارای برگهای متناوب و خارهای سهپهلو که شتر آن را بهرغبت میخورد و بهترین علف برای شتران است.
۲. نوعی میمون.
دو سیارۀ سعد (مشتری و زهره ).
۱. گیاهی دارای برگ های متناوب و خارهای سه پهلو که شتر آن را به رغبت می خورد و بهترین علف برای شتران است.
۲. نوعی میمون.
۱. گیاهی دارای برگ های متناوب و خارهای سه پهلو که شتر آن را به رغبت می خورد و بهترین علف برای شتران است.
۲. نوعی میمون.
فرهنگ معین
(سُ ) [ ع . ] (اِ. ) گیاهیست خاردار که شتر آن را با رغبت می خورد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) گیاهی از تیره گل سرخیان که دارای برگهای متناوب و گلهای محوری است و دارای اندامهای پرز آلود است و آن بومی افریقا است .
ابن مبارک طخار ستانی مکنی به ابو عثمان الضریر نحوی از روات علم و ادب وکوفی مذهب بود . اوراست : کتاب خلق الانسان - کتاب الوحوش . کتاب الارض و المیاه و البحار و الجبال - کتاب النقائض - کتاب الامثال - وی بسال ۲۲٠ هجری درگذشت .
ابن مبارک طخار ستانی مکنی به ابو عثمان الضریر نحوی از روات علم و ادب وکوفی مذهب بود . اوراست : کتاب خلق الانسان - کتاب الوحوش . کتاب الارض و المیاه و البحار و الجبال - کتاب النقائض - کتاب الامثال - وی بسال ۲۲٠ هجری درگذشت .
