Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سعد

تلفظ بین المللی : /sˈaʔd/ تلفظ :‌ [s'a?d]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • سعد البارع
  • سعد البهائم
  • سعد اکبر
  • سعد بلع
  • سعد بها
  • سعد ذابح
  • سعد و اسما
  • سعد بن ابوبکر
  • سعد بن ابی وقاص
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

سعد. [ س َ ] (اِخ ) ابن علی آبی . رجوع به سعدالملک آبی شود.

سعد. [ س َ ] (اِخ ) ابن منصور اسرائیلی . رجوع به ابن کمونه شود.

سعد. [ س ُ ع ُ ] (ع اِ) نوعی از خرما. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

سعد. [ س َ ] (اِخ ) ابن اسماعیل حیری نیشابوری . رجوع به ابوعثمان حیری رازی شود....

فرهنگ عمید

گیاهی که در جاهای مرطوب می‌روید و در بیخ آن غده‌هایی تولید می‌شود که خوش‌طعم و مٲکول است؛ مشک زمین؛ مشک زیرزمین.

خجسته؛ مبارک.⟨ سعد اکبر: (نجوم) سیارۀ مشتری؛ سعدالسعود.⟨ سعد ذابح: یکی از منازل قمر؛ دو ستارۀ روشن که در جای ذبح یکی از آن‌ها ستارۀ کوچکی است که گویی می‌خواهد آن را ذبح کند: ◻︎ سعد ذابح سر بریدی هر شکاری را که شاه / سوی او محور ز خط استوا کردی رها (خاقانی: ۲۰)....

فرهنگ معین

(سَ ) [ ع . ] (ص . ) مبارک ، خجسته .

فرهنگ فارسی

ابن منصور اسرائیلی .خجسته، مبارک، سعودجمع( اسم ) مشک زمین . یا سعد خوراکی . سعد سلطانی . یا سعد سلطانی . گیاهی است از تیره جگنها که در اماکن مطوب و گرم روید . قسمتی از ساقه های زیرزمینی آن غده یی شکل شده و محتوی مواد ذخیره یی و غذایی شیرین و مطبوع و چرب میگردد و به مصرف تغذیه میرسد سعد خوراکی بادام زمینی . توضیح : این گیاه را با پسته زمینی که از تیره پروانه واران است نباید اشتباه کرد . یا سعد کوفی...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: saed) (عربی) خجسته ، مبارک ، خوش یمن ، سعادت ، خوشبختی ، خوش یمنی .

اسم: سعد (پسر) (عربی) (تاریخی و کهن، طبیعت، مذهبی و قرآنی، کهکشانی) (تلفظ: saed) (فارسی: سَعد) (انگلیسی: saed) معنی: مبارک، خجسته، خوش یمن، خوشبختی، سعادت، خوش یمنی، ( اَعلام ) ) سعدابن ابوبکر: [قرن هجری] اتابک فارسی و نواده ی سعدابن زنگی، که پیش از استقرار در جای پدرش و روز پس از مرگ او درگذشت، ) سعدابن ابی وقاص: ( ...

مترادف و متضاد

خجستگی، شگون ≠ نحس

مبارک، میمون، نیکبختی، یمن

۱. خجستگی، شگون
۲. مبارک، میمون، نیکبختی، یمن ≠ نحس
۳. خوشیمن

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی نَّحِسَاتٍ: دائماً شومها - دائماً نحسها - دائماً غبار آلودها (جمع نحِس (صفت مشبهه از نحس )که ضد سعد است . و ایام نحسات یعنی ایام شوم . بعضی هم گفتهاند : ایام نحسات به معنای روزهای غباری و خاکآلود است ، به طوری که مردم یکدیگر را نبینند )تکرار در قرآن: ۲(بار)سعد سعادت به معنی نیکبختی است چنانکه شقوة و شقاوت به معنی بدبختی است راغب گفته: سعد و سعادت آن است را در رسیدن بخیر یاری کند...

کلمات مرتبط

  • سعد البارع
  • سعد البهائم
  • سعد اکبر
  • سعد بلع
  • سعد بها
  • سعد ذابح
  • سعد و اسما
  • سعد بن ابوبکر
  • سعد بن ابی وقاص
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات