کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : سر یک نهادن
تلفظ بین المللی :
/sˈar jˈek nˈahˈɑdan/
تلفظ :
[s'aR j'ek n'ah'Adan]
پیمایش سریع
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
سر یک رین
سر یک نه
سر و ته یک کرباس
یک سر
جدا خر سر یک رین
یک سر داره هزار سودا
اب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب
اگر یک من ارزن روی سر کسی بریزند یک دانه اش هم به زمین نمی ریزد
اندیس مهران سر کویر یک
واژه نامه بختیاریکا
واژه نامه بختیاریکا
( سَر یَک نُهادِن )
رو هم گذاشتن؛ چیدن؛ انبار کردن
کلمات مرتبط
سر یک رین
سر یک نه
سر و ته یک کرباس
یک سر
جدا خر سر یک رین
یک سر داره هزار سودا
اب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب
اگر یک من ارزن روی سر کسی بریزند یک دانه اش هم به زمین نمی ریزد
اندیس مهران سر کویر یک
نظرات