معنی اصطلاح -> سر / کله ی کسی را خوردن1- پس از مرگ کسی زنده ماندن 2- با پرحرفی خود کسی را آزار دادنمثال: 1- می گفتند سر شوهرهایش را می خورد، شوم است و از این حرف ها، زیرا دو شوهر اولش پس از چند سال زندگی مشترک با او مرده بودند، اما هیچ کس نمی پرسید که شوهرها در هنگام ازدواج با او چه سن وسالی داشتند و خود او چندساله بود. 2- هروقت خاله خانم به خانه ی ما می آمد پدرم فراری می شد. می گفت: حوصله ی این ...