try (فعل)جدا کردن، کوشش کردن، ازمودن، سر و دست شکسن، تلاش کردن، کوشیدن، سعی کردن، تجربه کردن، محاکمه کردن، محک کردنendeavor (فعل)سر و دست شکسن، تلاش کردن، کوشیدن، سعی کردنbeaver (فعل)سر و دست شکسنstrive (فعل)کوشش کردن، سر و دست شکسن، کوشیدن، گستردن، جد و جهد کردن نزاع کردنendeavour (فعل)سر و دست شکسن، تلاش کردن، کوشیدن...