Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سر افسار

تلفظ بین المللی : /sˈar ˈaːfsɑr/ تلفظ :‌ [s'aR 'a:fsAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا
  • افسار سر خود
  • افسار بر سر کردن
  • افسار بر سر کشید
  • افسار بر سر کشیدن
  • افسر بر سر
  • افسر بر سر نهادن
  • افسانه سوار بی سر
  • سرافسار
  • بی سرافسار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

سرافسار. [ س َ اَ ] ( اِ مرکب ) افسار. افسار که به سر اسب و ستور کنند : و سرافسار مرصع و کسوتهای گرانمایه. ( راحةالصدور راوندی ). و اسب خاصی با سرافسار مرصع بستد و برنشست. ( راحةالصدور راوندی ). در جمله تحف و مبارکه بدو فرستاد ده سر اسب تازی بود با زین سرافسار زر. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 221 ). و اعطاه بغلة بسرج و سرافسار ذهب و الف دینار. ( عیون الانباء ج 2 ص 178 ). رجوع به افسار شود....

فرهنگ عمید

افسار اسب.

فرهنگ فارسی

آن جزو از افسار که به دست گیرند .

واژه نامه بختیاریکا

دین اَوسار

کلمات مرتبط

  • افسار سر خود
  • افسار بر سر کردن
  • افسار بر سر کشید
  • افسار بر سر کشیدن
  • افسر بر سر
  • افسر بر سر نهادن
  • افسانه سوار بی سر
  • سرافسار
  • بی سرافسار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات