کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سرگرایی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : سرگرایی کردن
تلفظ بین المللی :
/sarɡarˈɑiː kˈardan/
تلفظ :
[saRgaR'Ai: k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سرگرانی کردن
سرفرازی کردن
داستان سرایی کردن
غزل سرایی کردن
نغمه سرایی کردن
نوحه سرایی کردن
هم سرایی کردن
یاوه سرایی کردن
سرگرایی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سرگرایی کردن. [ س َ گ َ / گ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سرپیچی کردن. نافرمانی کردن. سرکشی کردن :
عاقبت عشق سرگرایی کرد
خاک در چشم کدخدایی کرد.
نظامی ( هفت پیکر ص 186 ).
فرهنگ فارسی
سر پیچی کردن . نافرمانی کردن . سرکشی کردن .
کلمات مرتبط
سرگرانی کردن
سرفرازی کردن
داستان سرایی کردن
غزل سرایی کردن
نغمه سرایی کردن
نوحه سرایی کردن
هم سرایی کردن
یاوه سرایی کردن
سرگرایی
نظرات