Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سرکن

تلفظ بین المللی : /sˈarkon/ تلفظ :‌ [s'aRkon]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیواژه نامه بختیاریکا
  • سرکن پرکن
  • تپه سرکن 1
  • تپه سرکن 2
  • تپه سرکن دره اسپر
  • تپه سفید چغا سرکن
  • سرکند یزج
  • سرکنسول
  • سرکنسولگری
  • سرکنگبین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

سرکن. [ س َ ک ُ ] ( اِ مرکب ) سردار فوج. ( آنندراج ) ( غیاث ). || سردار جماعت. || رئیس مجلس. ( آنندراج ) :
ز چهر پرده برافکن که شمع مجلس را
زروی حسن بهر مجمعی تویی سرکن.
خیالی ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

۱. سرکرده، سردار.
۲. شاخص در میان انجمن.

فرهنگ فارسی

سردار فوج . یا سردار جماعت . یا رئیس مجلس .

دانشنامه عمومی

سرکن، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه در استان کرمانشاه ایران است.
این روستا در دهستان بالادربند قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۴ نفر (۱۳خانوار) بوده است.
wiki: سرکن

واژه نامه بختیاریکا

( سر کَن ) یوزپلنگ

کلمات مرتبط

  • سرکن پرکن
  • تپه سرکن 1
  • تپه سرکن 2
  • تپه سرکن دره اسپر
  • تپه سفید چغا سرکن
  • سرکند یزج
  • سرکنسول
  • سرکنسولگری
  • سرکنگبین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات