معانی کلمه : سرکش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. [مجاز] گردنکش، یاغی، نافرمان.
۲. [قدیمی، مجاز] توانا، قوی، زورمند: منم سرکشی گفت از ایران سپاه / چو شب تیره شد بازماندم ز شاه (فردوسی: ۶/۴۲۶ ).
۳. [قدیمی، مجاز] سرافراز.
۲. [قدیمی، مجاز] توانا، قوی، زورمند: منم سرکشی گفت از ایران سپاه / چو شب تیره شد بازماندم ز شاه (فردوسی: ۶/۴۲۶ ).
۳. [قدیمی، مجاز] سرافراز.
فرهنگ معین
(سَ . کَ یا کِ ) (ص فا. ) عاصی ، یاغی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
خمیری که خوب ور آید
/sar kesh/ خمیری که خوب ور آید
/sar kash/ بالا پوش نمدین اسب که به هنگام عرق کردن و برداشتن پالان بر روی حیوان نهند - عصیان گر & چوبی که در شیروانی خانه های روستایی به کار رود
/sar kash/ بالا پوش نمدین اسب که به هنگام عرق کردن و برداشتن پالان بر روی حیوان نهند - عصیان گر & چوبی که در شیروانی خانه های روستایی به کار رود
فرهنگ اسم ها
اسم: سرکش (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: sarkesh) (فارسی: سرکش) (انگلیسی: sarkesh)
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از موسیقیدانان دربار خسروپرویز پادشاه ساسانی
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از موسیقیدانان دربار خسروپرویز پادشاه ساسانی
مترادف و متضاد
بدرام، بدرفتار، تخس، چموش، طاغی، عاصی، عصیانگر، طغیانگر، فرمانناپذیر، گردنکش، لجامگسیخته، مارد، متجاسر، متمرد، ناجم، نافرمان، وحشی، یاغی ≠ رام
واژه نامه بختیاریکا
از صفات بسیار منفی؛ کسی که عمل زشت و شنیع رساندن مردان و زنان روسپی را مدیریت می کند.
پیشرو گله؛ آنکه جلو دار است و پیش آهنگ
( سَر کش ) روسری؛ دستمال؛ انچه بر سر کشیده می شود جهت پوشاندن
پوز کش
پیشرو گله؛ آنکه جلو دار است و پیش آهنگ
( سَر کش ) روسری؛ دستمال؛ انچه بر سر کشیده می شود جهت پوشاندن
پوز کش
