Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سرپوشنه

تلفظ بین المللی : /sarpˈuːʃneː/ تلفظ :‌ [saRp'u:Sne:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • سرپوشه
  • سروشنه
  • رباط سرپوشیده
  • سرپوش
  • سرپوش افتادن
  • سرپوش بردن
  • سرپوشانی
  • سرپوشی
  • سرپوشیده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سرپوشنه. [ س َ ش ِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) مطلق سرپوش است اعم از سرانداز و مقنعه زنان و سرپوش دیگ و طبق وخوان پوش و امثال آن. ( برهان ). رجوع به سرپوش شود.

فرهنگ عمید

سرپوش#NAME?

= سرپوش

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) ۱ - آنچه بر سر دیگ کماجدان کاسه خم و جز آن گذارند تا محتوی آن محفوظ ماند . ۲ - مقنعه زنان سر انداز . یا سر پوش از سر طبق برداشتن . ۱ - از روی طبق سرپوش را بر کنار کردن . ۲ - سری را فاش کردن .
مطق سرپوش اعم از سرانداز مقنعه زنان و سرپوش دیگ وطبق و خوان پوش و امثال آن .

کلمات مرتبط

  • سرپوشه
  • سروشنه
  • رباط سرپوشیده
  • سرپوش
  • سرپوش افتادن
  • سرپوش بردن
  • سرپوشانی
  • سرپوشی
  • سرپوشیده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات