Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سرمه سا

تلفظ بین المللی : /sˈormeː sˈɑ/ تلفظ :‌ [s'oRme: s'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سر سامه
  • سامه
  • سامه السفلی
  • سامه العلیا
  • سیمه سار
  • سارمه
  • سرکه ٔ ده ساله
  • تپه ساری سره
  • سازند سورمه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سرمه سا. [ س ُ م َ / م ِ ] ( نف مرکب ) ساینده سرمه. که سرمه ساید. سرمه کوب :
در آئینه دل خیال فلک را
بجز هاون سرمه سایی نبینم.
خاقانی.
صد جام لبالب است در گرد
در حلقه ٔچشم سرمه سایش.
شیخ العارفین ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سایند. سرمه . که سرمه ساید . سرمه کوب .

کلمات مرتبط

  • سر سامه
  • سامه
  • سامه السفلی
  • سامه العلیا
  • سیمه سار
  • سارمه
  • سرکه ٔ ده ساله
  • تپه ساری سره
  • سازند سورمه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات