معانی کلمه : سرسیلندر
فرهنگ معین
( ~. لَ ) [ فا - فر. ] (اِمر. ) سرپوشی که در انتهای فوقانی سیلندرها قرار می دهند.
فرهنگ فارسی
قطعهای فلزی، معمولاً آلومینیمی یا چدنی، که بر روی بدنۀ سیلندر قرار دارد و بخشی از محفظۀ احتراق را تشکیل میدهد و مجرایی برای ورود روغن و آب بهمنظور خنککاری و روانسازی دارد
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{cylinder head} [قطعات و مجموعه های خودرو] قطعه ای فلزی، معمولاً آلومینیمی یا چدنی، که بر روی بدنۀ سیلندر قرار دارد و بخشی از محفظۀ احتراق را تشکیل می دهد و مجرایی برای ورود روغن و آب به منظور خنک کاری و روان سازی دارد
