معانی کلمه : سررسیدن
لغت نامه دهخدا
سررسیدن . [ س َرْ، رَ / رِ دَ] (مص مرکب ) غفلتاً وارد شدن . در همان وقت که ضرور بود حاضر آمدن . فجاءةً درآمدن . غیرمنتظر آمدن . || سپری شدن مدت . به انتها رسیدن مدت . به آخر آمدن مدت . (یادداشت مؤلف ): مدت اجاره سررسیده است .
فرهنگ معین
( ~. رَ یا رِ دَ) (مص ل .) ناگهان رسیدن .
