Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سرد گو ی

تلفظ بین المللی : /sˈard ɡˈuːj/ تلفظ :‌ [s'aRd g'u:j]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سرد گویی
  • سرخ گوی
  • سرود گویان
  • نارویش گویچه های سرخ
  • سرم راست گویی
  • دولفین گوی سر باله بلند
  • پیچ خوردگی موهای سر را گویند
  • موهای پیش سر را گویند
  • اگر حالا توی سر کسی بزنی سال دیگر می گوید اخ
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سردگوی. [ س َ ] ( نف مرکب ) کنایت از کندطبع. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( برهان ). || کسی که به سخن گفتن مردم را آزار کند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). کسی که مردم را به سخنان سخت و درشت و راست برنجاند. ( برهان ). || کنایه از ناموزون. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). کنایه از مردم ناموزون. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

( سرد گو ی ) ( صفت ) ۱ - کسی که به سخنان خود مردم را برنجاند . ۲ - غیر فصیح . ۳ - کند طبع . ۴ - ناموزون .، کنایت از کند طبع بودن یا کسی که بسخن گفتن مردم را آزار کند .

کلمات مرتبط

  • سرد گویی
  • سرخ گوی
  • سرود گویان
  • نارویش گویچه های سرخ
  • سرم راست گویی
  • دولفین گوی سر باله بلند
  • پیچ خوردگی موهای سر را گویند
  • موهای پیش سر را گویند
  • اگر حالا توی سر کسی بزنی سال دیگر می گوید اخ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات