Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سردن

تلفظ بین المللی : /sˈardan/ تلفظ :‌ [s'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • بین المللی فرودگاه هرمانوس سردن
  • سردنفس
  • سردنا ماهالا
  • سردنگ کمیز
  • سردنگه ماوه
  • سردنی اوستروف
  • سردنی وشتار
  • امیرخان سردار
  • رشوه ستدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سردن. [ س َ دَ ] ( اِخ ) ولایتی است بین فارس و خوزستان از اعمال فارس ، در آنجا معدن مس پیدا میشود که به شهرها و ولایات دیگر برده میشود. ( معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

بیختن دانه را غربال کردن

کلمات مرتبط

  • بین المللی فرودگاه هرمانوس سردن
  • سردنفس
  • سردنا ماهالا
  • سردنگ کمیز
  • سردنگه ماوه
  • سردنی اوستروف
  • سردنی وشتار
  • امیرخان سردار
  • رشوه ستدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات