معانی کلمه : سردرد اندامگانی
فرهنگ فارسی
سردرد ناشی از طیف گستردهای از نارساییهای درونجمجمهای
فرهنگستان زبان و ادب
{organic headache} [علوم پایۀ پزشکی] سردرد ناشی از طیف گسترده ای از نارسایی های درون جمجمه ای

سردرد ناشی از طیف گستردهای از نارساییهای درونجمجمهای