معانی کلمه : سردرد
لغت نامه دهخدا
سردرد. [ س َ دَ ] ( اِ مرکب ) صداع. درد سر.
فرهنگ عمید
دردی که در سر پیدا شود، درد سر.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
صداع درد سر
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
مزاحمت، دردسر
۱. صداع
۲. مزاحمت، دردسر
headache (اسم)
سردرد، درد سر
migraine (اسم)
سردرد، میگرن، مرض سر درد، حمله سر درد
