کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : سرتاسر محلی را فراگرفتن
تلفظ بین المللی :
/sartˈɑsar mahˈalli rɑ farɑɡerˈeftan/
تلفظ :
[_saR_t'AsaR mah'alli RA faRAgeR'eftan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
اتحادیه کارگری بزرگ ملی سراسری
سرتاسر
سرتاسر جهانی
سرتاسر سوراخ شدن
سرتاسر سوراخ کردن
رمزگذاری سرتاسر
دارای نفوذ کامل در سرتاسر جهان
در سرتاسر ادامه دادن یا کشیدن
در سرتاسر جهان
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
overrun
(فعل)
تاراج کردن، تاخت و تاز کردن، سرتاسر محلی را فراگرفتن
کلمات مرتبط
اتحادیه کارگری بزرگ ملی سراسری
سرتاسر
سرتاسر جهانی
سرتاسر سوراخ شدن
سرتاسر سوراخ کردن
رمزگذاری سرتاسر
دارای نفوذ کامل در سرتاسر جهان
در سرتاسر ادامه دادن یا کشیدن
در سرتاسر جهان
نظرات