Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سرباز ماندن

تلفظ بین المللی : /sˈarbɑz mˈɑndan/ تلفظ :‌ [s'aRbAz m'Andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سرباز
  • سرباز زدن
  • سرباز اسکاتلندی
  • سرباز انگلیسی
  • سرباز اهل نپال
  • سرباز تپانچه دار
  • سرباز جان فشان
  • سرباز حامل تفنگ کارابین کوتاه
  • سرباز خط جبهه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سرباز ماندن. [ س َ دَ ] ( مص مرکب ) حیران ماندن. ( غیاث ) ( آنندراج ). || تهی شدن. خالی شدن :
بسکه فرورفت به سودا قلم
محبره سرباز بمانداز رقم.
امیرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

حیران ماندن یا تهی شدن خالی شدن

کلمات مرتبط

  • سرباز
  • سرباز زدن
  • سرباز اسکاتلندی
  • سرباز انگلیسی
  • سرباز اهل نپال
  • سرباز تپانچه دار
  • سرباز جان فشان
  • سرباز حامل تفنگ کارابین کوتاه
  • سرباز خط جبهه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات