Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سرایت

تلفظ بین المللی : /serˈɑjat/ تلفظ :‌ [seR'Ajat]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب
  • سرایت 1
  • سرایت 2
  • سرایت پذیر
  • سرایت کردن
  • سرایت دادن
  • سرایت مرض
  • بداخل سرایت کردن
  • غیر قابل سرایت
  • قابل سرایت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

سرایت . [ س ِ ی َ ] (ع مص ) تأثیر و دررفتن واثر کردن چیزی در چیزی . (غیاث ). سرایة :
نیست یک تن در این همه اطراف
کاندر او وهن را سرایت نیست .

مسعودسعد.


رجوع به سرایة شود. || درگذشتن از چیزی . (غیاث اللغات از صراح اللغة). رجوع به سرایة شود.
سرایت. [ س ِ ی َ ] ( ع مص ) تأثیر و دررفتن واثر کردن چ...

فرهنگ عمید

۱. (پزشکی ) انتقال مرض از یکی به دیگری، واگیری.
۲. اثر کردن و جاری شدن چیزی در اجزای چیز دیگر، اثر کردن چیزی در چیز دیگر.
۳. [قدیمی] به راه افتادن و سیر کردن در شب، شب رفتن.

فرهنگ معین

(سَ یَ ) [ ع . سرایة ] ۱ - (مص ل . ) اثر کردن . ۲ - (اِمص . ) اثر، تأثیر. ۳ - انتقال بیماری به دیگری .

فرهنگ فارسی

(پزشکی) انتقال، واگیر

شب رفتن وسیرکردن درشب، اثرکردن وجاری شدن
۱ - ( مصدر ) بشب رفتن سیر کردن در شب ۲ - اثر کردن تاثیر کردن . ۳ - انتقال یافتن مرضی از شخصی ( یا جانوری ) بشخص دیگر . ۴ - ( اسم ) اثر تاثیر . ۵ - انتقال مرض واگیری .

مترادف و متضاد

اشاعه، انتقال، تراوش، پخش، رخنه، شیوع، عدوی، نشر، نفوذ، واگیری

transmission (اسم)ارسال، سخن پراکنی، مخابره، انتقال، سرایت، عبور، فرا فرستیpenetration (اسم)فراست، زیرکی، کاوش، نفوذ، سرایت، نفوذ کاوش، حلول، کیاستpermeation (اسم)نفوذ، سرایت، تراوش، نشت، نشدcontagion (اسم)سرایت، واگیری، ناخوشی واگیرinfection (اسم)سرایت، گند، عفونت، سرایت مرض، مریض کنcontagious influence (اسم)سرایت...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] انتقال، نفوذ و گسترش را سرایت گویند. از آن در بابهای عتق، یمین، حدود، قصاص و دیات سخن گفته اند.بنابر قول مشهور، از اسباب آزادی برده، سرایت است؛ بدین معنا که هرگاه مولا بخشی از برده خود را آزاد کند، آزادی به همه برده سرایت کرده و وی آزاد می گردد. چنان که اگر مولایی که مالک نیمی از برده است، سهم خود را آزاد کند، با داشتن توانایی مالی- پس از تعیین قیمت برده- باید بهای سهم شریکش را بپردازد ...

فرهنگستان زبان و ادب

{contagion} [علوم سلامت] انتقال عفونت ازطریق تماس مستقیم یا انتشار قطرک ها یا اشیای آلوده
{transmission} [زیست شناسی] 1. انتقال بیماری از یک فرد به فرد دیگر 2. انتقال صفات وراثتی از والدین به نسل بعد

کلمات مرتبط

  • سرایت 1
  • سرایت 2
  • سرایت پذیر
  • سرایت کردن
  • سرایت دادن
  • سرایت مرض
  • بداخل سرایت کردن
  • غیر قابل سرایت
  • قابل سرایت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات