سرآغوش . [ س َ ] (اِ مرکب ) بمعنی سرآغوج است که گیسوپوش زنان باشد و بعضی گویند دامیست که زنان بدان زیب و زینت کنند یعنی روپاکیست که مانند دام بافته اند. (برهان ) (غیاث ) : باد سر زلفت از سرآغوش دستار سر سران ربوده . خاقانی .ای نهان داشتگان موی ز سر بگشائیدوز سر موی سرآغوش زبر بگشائید. خاقانی .سرآغوش و گیسوی عنبرفشان رسن وار در عطف دامن کشان . نظامی .کلهچه سرانداز و موبند بازسرآغوش با پیچک سرفراز. ...