Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ سرآستانه

تلفظ بین المللی : /sarɑstˈɑneː/ تلفظ :‌ [saRAst'Ane:]
لغت نامه دهخدا
  • سراستانه
  • حسین اباد سراستانه
  • سراستان
  • سرآستان
  • سراسخانه
  • راستانه
  • سروستان
  • سرابستان
  • سراستین
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

سرآستانه . [ س َ ن ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان چرام بخش کهکیلویه ٔ شهرستان بهبهان . آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات ، میوه ، لبنیات و شغل اهالی زراعت و حشم داری . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6)....

کلمات مرتبط

  • سراستانه
  • حسین اباد سراستانه
  • سراستان
  • سرآستان
  • سراسخانه
  • راستانه
  • سروستان
  • سرابستان
  • سراستین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات