معانی کلمه : سدل
لغت نامه دهخدا
سدل . [ س ُ ] (ع اِ) پرده . ج ، اسدال ، سدول ، اسدل . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء).
سدل . [ س َ دَ ] (ع اِمص ) کژی . (آنندراج ) (منتهی الارب ). میل . (اقرب الموارد). || (اِ) پرده که در پیش هودج کشند. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کژی میل یا پرده که در پیش هودج کشند
دانشنامه عمومی
سدل، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان چالدران در استان آذربایجان غربی ایران است.
این روستا در دهستان چالدران شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۴۹ نفر (۲۰۸خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان چالدران شمالی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۴۹ نفر (۲۰۸خانوار) بوده است.
wiki: سدل
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: sadel) رشتهی جواهر که در سینه افتد ، رشته یا گوهر ، پرده .
