کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : سخت زدن
تلفظ بین المللی :
/sˈaxt zˈadan/
تلفظ :
[s'axt z'adan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سخت شلا ق زدن
ضربت سخت زدن
سفت و سخت زدن
سوت زدن
گره به سخن زدن
سست زانو
سختیدن
سخت
سَخت
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
lash (فعل)سخت زدن، شلاق خوردن، سخت شلاق زدنknock down (فعل)گیج کردن، مجزا کردن، با ضربت بزمین کوبیدن، سخت زدنbeat (فعل)زدن، شلاق زدن، چوب زدن، کتک زدن، کوبیدن، تپیدن، منکوب کردن، ضرب زدن، سخت زدنwallop (فعل)شلاق زدن، سخت زدنbelabor (فعل)شلاق زدن، سخت زدن، زخم زبان زدن، امدن و رفتن، با دقت روی چیزی کار کردنbelabour (فعل)شلاق زدن، سخت زدن، زخم زبان زدن، امدن و رفتن، با دقت روی چیزی کار کردنtrounce (...
کلمات مرتبط
سخت شلا ق زدن
ضربت سخت زدن
سفت و سخت زدن
سوت زدن
گره به سخن زدن
سست زانو
سختیدن
سخت
سَخت
نظرات