کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : سخاپیشه
تلفظ بین المللی :
/saxˈɑpiʃˌeː/
تلفظ :
[sax'ApiS,e:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
سخا پیشه
ستمپیشه
سخاوتپیشه
سحرپیشه
سخامیه
سخاویه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
سخاپیشه .[ س َ ش َ / ش ِ ] (ص مرکب ) آنکه پیشه ٔ او سخا باشد. مرد با کرم و سخاوت . سخی . بسیار جوانمرد : مردیست سخاپیشه و مردیست عطابخش با خلق نکوکار بکردار و بگفتار. فرخی .این زین دین امیر سخاپیشه تا مرادر مجلس تو کدیه ٔ دستار پیشه شد.سوزنی ....
کلمات مرتبط
سخا پیشه
ستمپیشه
سخاوتپیشه
سحرپیشه
سخامیه
سخاویه
نظرات