کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سحر-اگند | کلماتور
معانی کلمه : سحر اگند
تلفظ بین المللی :
/sˈahar ˈaːɡnad/
تلفظ :
[s'ahaR 'a:gnad]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سر انداختن
سپر انداختن
گیسوی بافته و پشت سر انداخته
آبندون سر
ابندون سر
کسی را سر زبان ها انداختن
سحرآگند
سر پیش انداختن
سپر بر آب انداختن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( سحرآگند )
سحرآگند. [ س ِ گ َ ] ( ن مف مرکب )پر از سحر. || جادوگر. ساحر :
نشان پشت من است آن دو زلف مشک آگین
نشان جان من است آن دو چشم سحرآگند.
رودکی.
فرهنگ فارسی
( سحر آگند )
پر از سحر . یا جادوگر ساحر
کلمات مرتبط
سر انداختن
سپر انداختن
گیسوی بافته و پشت سر انداخته
آبندون سر
ابندون سر
کسی را سر زبان ها انداختن
سحرآگند
سر پیش انداختن
سپر بر آب انداختن
نظرات