کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سجنجل | کلماتور
معانی کلمه : سجنجل
تلفظ بین المللی :
/sadʒˈandʒal/
تلفظ :
[sadZ'andZal]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سنجل
سنجلات
سنجلاط
اسلام اباد سرنجلی
سرنجلک
سنجلدر
سنجله
سبنج
سانبل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
سجنجل. [ س َ ج َ ج َ ] ( معرب ، اِ ) آینه ، و این لفظ رومی است. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). آینه. ( اقرب الموارد ). آینه چینی. ( دهار ) ( زمخشری ). آینه روئین. ( مهذب الاسماء ). در رومی آینه است. ( المعرب جوالیقی ص 179 ) : مهفهفة بیضاء غیر مُفاضةترائبها مصقولة کالسجنجل.امروءالقیس ( از المعرب ص 179 ).له اذا ادبر لحظ المقبل کانما ینظر من سجنجل.؟ ( از سندبادنامه ص 200 ).زآهن هندی بعشق تیغ ا...
فرهنگ عمید
آیینه.
فرهنگ فارسی
آینه و این لفظ رومی است آینه چینی . یا زعفران .
کلمات مرتبط
سنجل
سنجلات
سنجلاط
اسلام اباد سرنجلی
سرنجلک
سنجلدر
سنجله
سبنج
سانبل
نظرات