Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سجده اوردن

تلفظ بین المللی : /sˈadʒdeː ovˈordan/ تلفظ :‌ [s'adZde: ov'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سجده آوردن
  • سجده
  • سجده بردن
  • سجده کردن
  • سجده کنان
  • سجده گاه
  • سجده گزار
  • سجده سوره
  • سجده های تلاوت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( سجده آوردن ) سجده آوردن. [ س َ / س ِ دَ /دِ وَ دَ ] ( مص مرکب ) سجده کردن. سجود : صد هزاران بحر و ماهی در وجودسجده آرد پیش آن دریای جود.مولوی.او خدو انداخت بر رویی که ماه سجده آرد پیش او درسجده گاه.مثنوی. || خاضع شدن. مطیع شدن : بزرگوار خدایی که طبع و دستش راهمی نماز برد بحر و سجده آرد کان.انوری ( از آنندراج )....

فرهنگ فارسی

( سجده آوردن ) سجده کردن . سجود

کلمات مرتبط

  • سجده آوردن
  • سجده
  • سجده بردن
  • سجده کردن
  • سجده کنان
  • سجده گاه
  • سجده گزار
  • سجده سوره
  • سجده های تلاوت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات