معانی کلمه : سجاف
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. پارچه یا نوار باریکی که در حاشیۀ لباس بدوزند، فراویز، فرویز.
۲. درز جامه.
۳. [قدیمی] پرده ای که بر در آویزان کنند.
۴. [قدیمی] شکاف بین پرده، فرجۀ بین دو پرده.
۲. درز جامه.
۳. [قدیمی] پرده ای که بر در آویزان کنند.
۴. [قدیمی] شکاف بین پرده، فرجۀ بین دو پرده.
فرهنگ معین
(س ) [ ع . ] (اِ. ) پارچة باریکی که در حاشیه جامه دوزند.
فرهنگ فارسی
شکاف بین پرده، فرجه بین دوپرده، پرده آویزان به در
( اسم ) ۱ - فرجه بین دو پرده . ۲ - باریکه ای که در حاشیه جامه دورند فراویز .
آنچه بر اطراف جامه دوزند پروز .
( اسم ) ۱ - فرجه بین دو پرده . ۲ - باریکه ای که در حاشیه جامه دورند فراویز .
آنچه بر اطراف جامه دوزند پروز .
گویش مازنی
نوعی تورهای دست باف که جلوی یقه ی پیراهن دوزند
/sejaaf/ نوعی تورهای دست باف که جلوی یقه ی پیراهن دوزند
مترادف و متضاد
جلباب، طراز، فراویز، درزجامه، شکاف (پرده)
