ستیزه. [ س ِ زَ / زِ ] ( اِمص ) ستیز. در پهلوی «ستژک » نزاع. دعوی. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). بمعنی ستیز است که جنگ و خصومت و لجاجت و قهر و کین باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). لجاج. ( دهار ). لجاج. لجاجت. ( تاج المصادر بیهقی ) : ستیزه نه خوب آید از نامجوی بپرهیز و گرد ستیزه مپوی.فردوسی.اگر اول که ما قصد این دیارکردیم... آن ستیزه و لجاج نرفتی این چشم زخم نیفتادی. ( تاریخ بیهقی ).ستیزآوری کار آهرمن ا...