معانی کلمه : ستودن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. مدح کردن، ستایش کردن، ستاییدن.
۲. خوبی و نیکویی کسی یا چیزی را بیان کردن، وصف کردن.
۲. خوبی و نیکویی کسی یا چیزی را بیان کردن، وصف کردن.
فرهنگ معین
(سُ دَ ) [ په . ] (مص م . ) مدح کردن ، ستایش کردن .
فرهنگ فارسی
ستاییدن، مدح کردن، ستایش کردن، مدح، ثنا، ستایش
( مصدر ( ستود ستاید خواهد ستود بستا ( ی ) ستاینده ستوده ستایش ) مدح کردن تمجید کردن ستایش کردن .
( مصدر ( ستود ستاید خواهد ستود بستا ( ی ) ستاینده ستوده ستایش ) مدح کردن تمجید کردن ستایش کردن .
مترادف و متضاد
مدح کردن، ستایش کردن
فعل ≠ نکوهیدن، نکوهش کردن
۱. مدح کردن، ستایش کردن ≠ نکوهیدن، نکوهش کردن
۲. تحسین، تمجید، حمد، ستایش
