ستم. [ س ِ ت َ ] ( اِ ) رجوع کنید به استم. پهلوی ستهم ، از ایرانی باستان ستخمه ، قیاس کنید با اوستا ستخره ( قوی )، و هم در پهلوی ستهمک ، ستهمکیه و ستخمک و ستخمکیه ( جبری ، جور )، نیز اوستا ستخمه ، قیاس کنید با ستخره. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). تعدی و آزار. ( برهان ) : با فراخی است ولکن بستم تنگ زیدآن چنان شد که چون او هیچ ختنبر نبود.ابوالقاسم مروزی.از پس آن نیز او را [ یوسف را ] به ستم بخویشتن ب...
ستم یا ظلم نبودنِ عدالت یا ضدِ عدالت است. کسی که بر او ستم روا داشته می شود را ستمدیده یا مظلوم می گویند و کننده ی ستم را ستمکار یا ظالم می نامند.ظلم بین انسان و خداوند که بزرگترین آنها کفر و شرک و نفاق می باشد.ظلم بین انسان و بین مردم (ظلم به انسانها).ظلم انسان به خودش.ظلم، قراردادن چیزی در غیر جایی است که مختص به او می باشد، حالا چه به کمی و نقصان باشد و چه به زیادی. خداوند راجع به ظالمین در سور...
نقل قول
ستم یا ظلم نبودنِ عدالت یا ضدِ عدالت است.• «ای فرزندم! مبادا بر کسی که جز خدا دربرابر تو یاوری ندارد، ستم کنی.» تحف العقول صفحه ۱۷۶ -> حسین بن علی• «هیچ چیز چون بنیادِ ستم نهادن، نعمتِ خدا را دگرگون ندارد، و کیفرِ او را نزدیک نیارد، که خدای شنوای دعای ستمدیدگان است و در کمینِ ستمکاران.» نهج البلاغه، نامه ۵۳ -> علی بن ابی طالب• «ستم راندن بر بندگان بدترین توشه است برای آن جهان .»نهج البلاغه، کلمات ...