کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه سترگی | کلماتور
معانی کلمه : سترگی
تلفظ بین المللی :
/satrˈeɡi/
تلفظ :
[satR'egi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
الستری ریچارد
ستردگی
سترگ
سترگ روی
ستری
ستریمون
سرگیجه
سرگیری
سرگیس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
سترگی. [ س ُ / س َ / س ِ ت ُ ] ( حامص ) وقاحت. بی شرمی. ( زمخشری ). لجوجی. تندی. ستیزه کاری : بی اندازه زیشان گرفتار شدسترگی و نابخردی خوار شد.فردوسی.بر او بخت یکباره با مهر و خشم خرد را سترگی فرو بست چشم.فردوسی. || بزرگی. عظمت : ز مردان بیشتر دارد سترگی مهین بانوش خوانند از بزرگی.نظامی....
فرهنگ فارسی
وقاحت بی شرمی
کلمات مرتبط
الستری ریچارد
ستردگی
سترگ
سترگ روی
ستری
ستریمون
سرگیجه
سرگیری
سرگیس
نظرات