Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ست

تلفظ بین المللی : /sˈet/ تلفظ :‌ [s'et]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • ست الشام
  • ست العرب
  • ست الملک
  • ست عشر
  • ست کردن
  • ست سرم
  • ست شهر
  • ست ویکرام
  • ست گودین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

ست . [ س َت ت ] (ع اِ) سخن زشت . || عیب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

ست . [ س َ ] (عدد، ص ، اِ) تلفظی است از صد. (ایران باستان ص 1549 و 9).

ست . [ س ِت ت ] (ع عدد، ص ، اِ) شش .یقال سِتّة رجال و ست نسوة. اصل آن سدس است ، سین را ب...

فرهنگ عمید

شش.

فرهنگ معین

(س ) [ ع . ] (اِ.) شش ، عدد شش .

(سَ تّ) [ ع . ] (اِ.) سخن زشت ، عیب .

( ~.) [ فر. ] (اِ.) 1 - مجموعه . 2 - سری ، دست . ؛ ~کردن مجموعه ای را به صورت هماهنگ به کار بردن . 3 - در ورزش هایی مانند تنیس و بدمینتون یک دور بازی .

(سَ تّ ) [ ع . ] (اِ. ) سخن زشت ، عیب . (س ) [ ع . ] (اِ. ) شش ، عدد شش . ( ~. ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - مجموعه . ۲ - سری ، دست . ، ~کردن مجموعه ای را به صورت هما...

دانشنامه آزاد فارسی

سِت (اسطوره)(Set)سِت(یا: سِتح؛ سِتِِخ) در اساطیر مصر، خدای شب، بیابان و همۀ پلیدی ها. او را به شکل حیوانی غریب با دُم و گوش های دراز و عصایی در دست نشان داده اند. اُزیریس برادرش بود که پس از کشته شدن به دست او، فرمانروای جهان مردگان شد. اُزیریس را نخست در جعبه ای قرار دادند و به نیل افکندند؛ سپس او را به چهارده قطعه تقسیم کردند و در سراسر مصر پراکندند. هوروس، به انتقام مرگ پدرش، با ست در نبردی تن ...

فرهنگ فارسی

نام قدیمی شهر و بندریست در جنوب فرانسه در کنار خلیج لیون در ساحل بحر الروم ( مدیترانه ) که ۴٠۱۷۹ تن سکنه دارد . محل صدور شراب و مواد شیمیایی بکسیت سیمان و تصفیه خانه نفت است .
شش، درباره مونث استعمال میشود، برای مذکر
شش
خانم شش عیب

دانشنامه عمومی

ست، سث، ستِح یا سوتخ (به انگلیسی: Sutekh، Setesh، Setekh، Set، Seth)، ایزد صحراها و طوفان در اساطیر مصر و یکی از خدایان کهن مصر باستان است که احتمالاً خاستگاه وی از لیبی می باشد. او همچنین فرمانروای مصر علیا، و ایزد جنگ، خشونت، هرج و مرج و سرزمین های خارجی است. او پسر گب و نوت (یا رع و نات)، و برادر اوزیریس، ایزیس و نفتیس به شمار می رود. می گویند ست سومین فرزند نوت در سومین روز از پنجهٔ کبیسه زاده...

گویش مازنی

صوت

/sot/ صوت

مترادف و متضاد

۱. دست
۲. سری
۳. گیم، دور بازی


کلمات مرتبط

  • ست الشام
  • ست العرب
  • ست الملک
  • ست عشر
  • ست کردن
  • ست سرم
  • ست شهر
  • ست ویکرام
  • ست گودین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات