معانی کلمه : سبیعی
لغت نامه دهخدا
سبیعی .[ س َ ] (اِخ ) ابواسحاق . رجوع به ابواسحاق ... شود.
سبیعی . [ س َ ] (ص نسبی ) منسوب است به سبیع که بطنی از همدان است . (الانساب سمعانی ).
فرهنگ فارسی
ابواسحاق سبیعی

سبیعی .[ س َ ] (اِخ ) ابواسحاق . رجوع به ابواسحاق ... شود.
سبیعی . [ س َ ] (ص نسبی ) منسوب است به سبیع که بطنی از همدان است . (الانساب سمعانی ).