معنی کلمه : سایه ی کسی را با تیر زدن
اصطلاحات
معنی اصطلاح -> سایه ی کسی را با تیر زدن
با کسی دشمنی داشتن
مثال:
این دوتا سایه ی همدیگر را با تیر می زدند و از هر امکانی برای ضربه زدن به یکدیگر استفاده می کردند، اما هر دو هنرپیشه های خوبی بودند و می توانستند حفظ ظاهر را بکنند.
توضیح:
همچنین ← «چشم دیدن کسی را نداشتن»
با کسی دشمنی داشتن
مثال:
این دوتا سایه ی همدیگر را با تیر می زدند و از هر امکانی برای ضربه زدن به یکدیگر استفاده می کردند، اما هر دو هنرپیشه های خوبی بودند و می توانستند حفظ ظاهر را بکنند.
توضیح:
همچنین ← «چشم دیدن کسی را نداشتن»
کلمات مرتبط
- سایه کسی را با تیر زدن
- سایه ی کسی را از سر دیگری کم کردن
- قبول نکردن حتی سایه کسی را
- سایه به سایه دنبال یا پشت سر کسی رفتن یا سایه به سایه کسی را تعقیب کردن
- سایه ی کسی سر دیگری بودن
- سایه ی کسی سنگین بودن یا شدن
- ماه گرفت نیم سایه ای کلی
- از سایه ی خود ترسیدن یا رمیدن
- الرحله السریه للعقید الروسی عبدالعزیز دولتشین الی الحجاز سنه 1899 1898 م
