Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ساید

تلفظ بین المللی : /sˈɑjed/ تلفظ :‌ [s'Ajed]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها
  • ساید بای ساید
  • چیپ ساید
  • داستان وست ساید
  • ار ال برن ساید
  • امبروز برن ساید
  • ان در اینگل ساید
  • اوشن ساید نیویورک
  • اوشن ساید کالیفرنیا
  • اپر ایست ساید
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

ساید. [ ی ِ ] (ع ص ) سائد. رجوع به سائد شود.

ساید. [ ی َ ] (اِ) ریم آهن و آن چرکی باشد که از آهن بیرون آید. (برهان ) (آنندراج ).

ساید. [ ی َ ] ( اِ ) ریم آهن و آن چرکی باشد که از آهن بیرون آید. ( برهان ) ( آنندراج ).

ساید. [ ی ِ ] ( ع ص ) سائد. رجوع به سائد شود.
سائد. [ ءِ ] ( ع ...

فرهنگ عمید

مهتر قوم، سرور قوم.

فرهنگ معین

(یَ ) (اِ. ) چرکی که از آهن بیرون آرند.

فرهنگ فارسی

مهترقوم، سرورقوم، ساده جمع
مهتر سرور جمع ساده سیائد .
( اسم ) چرکی که از آهن بیرون آرند ریم آهن .
مهتر و یا کمتر از آن

فرهنگ اسم ها

اسم: ساید (پسر) (عربی) (تلفظ: sāyed) (فارسی: ساید) (انگلیسی: sayed)
معنی: مهتر، سرور

کلمات مرتبط

  • ساید بای ساید
  • چیپ ساید
  • داستان وست ساید
  • ار ال برن ساید
  • امبروز برن ساید
  • ان در اینگل ساید
  • اوشن ساید نیویورک
  • اوشن ساید کالیفرنیا
  • اپر ایست ساید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات