Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ساویده

تلفظ بین المللی : /sˈɑvidˌeː/ تلفظ :‌ [s'Avid,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معین
  • ساییده
  • سابیده
  • ساویدن
  • چیز ساییده شده
  • ساییده شدن
  • شسته شده و ساییده شده
  • پاردم ساییده
  • پالان ساییده
  • سانیده
لغت نامه دهخدافرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

ساویده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) سائیده و براده شده و خرد شده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(دَ ) (اِ مف . ) ساییده .

کلمات مرتبط

  • ساییده
  • سابیده
  • ساویدن
  • چیز ساییده شده
  • ساییده شدن
  • شسته شده و ساییده شده
  • پاردم ساییده
  • پالان ساییده
  • سانیده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات