معانی کلمه : ساهره
لغت نامه دهخدا
ساهره . [ هَِ رَ ] (اِخ ) کوهی است بقدس . (آنندراج ) (منتهی الارب ).
ساهره . [ هَِ رَ ](اِخ ) جایگاهی است در بیت المقدس . (معجم البلدان ).
فرهنگ عمید
۱. زمین و پهنۀ روز رستاخیز.
۲. (صفت ) [قدیمی] = ساهر
۲. [قدیمی، مجاز] زمین، روی زمین.
۲. (صفت ) [قدیمی] = ساهر
۲. [قدیمی، مجاز] زمین، روی زمین.
فرهنگ معین
(هِ رَ ) [ ع . ساهرة ] (اِفا. ) ۱ - چشمة روان . ۲ - دشت خوفناک ، دوزخ .
فرهنگ فارسی
۱ - مونث ساهر . ۲ - ( اسم ) زمین روی زمین . ۳ - چشمه روان .
جایگاهی است در بیتالمقدس
جایگاهی است در بیتالمقدس
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: sāhere) (عربی) زمین یا روی زمین ، زمینی که حق سبحانه در روز قیامت آن را مجدداً پیدا سازد ؛ (در قدیم) (به مجاز) (در ادیان) زمین روز رستاخیز ؛ چشمه روان ؛ ماه ، غلاف ماه .
