سامة. [ م َ ] (اِخ ) نام جماعتی از بصره . (منتهی الارب ).
سامة. [ م َ ] (اِخ ) موضعی است مرعرب را. (منتهی الارب ) (معجم البلدان ).
سامة. [ م َ ] (اِخ ) نام پسر لوی بن غالب که ابراهیم سامی بن حجاج به وی منسوب است . (منتهی الارب ).
(مَّ) [ ع . سامة ] (اِ.) خاصه ، خاص ؛ مق . عامه .
(مِ) (اِ.) 1 - پیمان ، عهد. 2 - سوگند. 3 - قرض ، دین . 4 - پناه ، پناهگاه .
(تلفظ: sāme) (در قدیم) عهد ، پیمان ؛ جای امن و امان ، پناه ، مأمن .