Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سالح

تلفظ بین المللی : /sˈɑleh/ تلفظ :‌ [s'Aleh]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سالحین
  • دیوان سالاری
  • رانۀ ساحلی
  • روان سالار
  • رویش سالانۀ جاری
  • رویش سالانۀ دوره ای
  • زاهد ساحلی
  • زرـ مردم سالاری
  • زن سالاری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سالح . [ ل ِ ](ع ص ) سلاح پوشیده : رجل سالح ؛ مرد سلاح پوشنده . (ناظم الاطباء). با سلاح . (مهذب الاسماء). مرد با سلاح . (آنندراج ). || ریخ زننده . ناقه ٔ سالح ؛ ماده شتری که از خوردن تره ریخ زند. (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

سالح . [ ل ِ ] (اِخ ) از خانواده هود نبی و پسر او ارفحشدبن سام است و مدت عمر او را چهار صد و سی سال گویند. رجوع به شالخ و مجمل التواریخ...

فرهنگ فارسی

از خانواده هود نبی و پسر او ارفحشد بن سام است و مدت عمر او را چهارصد و سی سال گویند

کلمات مرتبط

  • سالحین
  • دیوان سالاری
  • رانۀ ساحلی
  • روان سالار
  • رویش سالانۀ جاری
  • رویش سالانۀ دوره ای
  • زاهد ساحلی
  • زرـ مردم سالاری
  • زن سالاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات