Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سالا

تلفظ بین المللی : /sˈɑlˈɑ/ تلفظ :‌ [s'Al'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • سالا شهر
  • سالا اشتایرمارک
  • سالا باجانتزا
  • سالا بولونیزه
  • سالا بیلزه
  • سالا بیکر
  • سالا سوئد
  • سالا شهرداری سالا
  • سالا مونفراتو
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

سالا. ( اِخ ) یکی ازدهات کوهسار استرآباد. رجوع به ترجمه مازندران و استرآباد رابینو ص 172 و بخش انگلیسی آن ص 129 شود.

فرهنگ فارسی

یکی از دهات کوهسار استراباد است

دانشنامه عمومی

سالا (به انگلیسی: Salo) چربی پشت کمر یا زیر شکم خوک است که مردم روسیه و اوکراین و بلاروس، به عنوان مزه با ودکا می خورند.نمک سوددودیآب پزسرخ شدهخامسالا را به روش های مختلف آماده می شود؛بعد ورق ورق یا تکه تکه کرده، مثل کالباس روی نان سیاه می گذارند و می خورند.خیلی وقت ها سیر و پیاز یا پیازچه و تره و گشنیز هم اضافه می کنند.خوردن چربی خوک (Lard) مختص مردم اسلاو نیست و کشورهای دیگر هم به اشکال مختلف چر...

کلمات مرتبط

  • سالا شهر
  • سالا اشتایرمارک
  • سالا باجانتزا
  • سالا بولونیزه
  • سالا بیلزه
  • سالا بیکر
  • سالا سوئد
  • سالا شهرداری سالا
  • سالا مونفراتو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات