ساقی . (اِخ ) (بالدیرزاده علی ) از شاعران عثمانی در قرن دهم هجری است . (از قاموس الاعلام ترکی ).
ساقی . (اِخ ) (قراجه ...) از امرای سلجوقی در اواخر قرن پنجم بود. رجوع به تاریخ سلاجقه ٔ عماد کاتب ص 123 و کتاب النقض ص 515 شود.
۱. کسی که آب یا شراب به دیگری میدهد؛ آبدهنده.
۲. آن که در مجلس بادهگساری باده در ساغر بریزد و به دست بادهنوشان بدهد.
۳. (تصوف) مرشد و پیر کامل که به مریدان فیض برساند.
〈 ساقی کوثر: از القاب علیابن ابیطالب: ◻︎ گر تشنهٴ فیض حق به صدقی حافظ / سرچشمهٴ آن ز ساقی کوثر پرس (حافظ: ۱۱۰۲).
(تلفظ: sāqi) (عربی) آن که شراب در پیاله میریزد و به دیگری میدهد ؛ (در قدیم) (به مجاز) معشوق ؛ (در قدیم) در ادبیات عرفانی نمادِ ' خداوند ' یا پیر است .
ایاغچی، چمانی، شرابدار، قدحپیما، سبوکش، نوشگر ≠ میگسار، شرابخوار
۱. ایاغچی، چمانی، شرابدار، قدحپیما، سبوکش، نوشگر ≠ میگسار، شرابخوار
۲. محبوب، معشوق
۳. پیر، مراد
۴. خدا