Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ساقری

تلفظ بین المللی : /sˈɑq1erˌi/ تلفظ :‌ [s'Aq1eR,i]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ساقری سوخته
  • قنات ساقری ها چناران
  • زرین گاو سامری
  • سایرین
  • ساحری
  • ساحرین
  • سارقیه
  • ساری
  • ساری استر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ساقری. ( ترکی ، اِ ) ساغری. کیمخت. ( آنندراج از بهار عجم ) ( ملحقات برهان ). چرمی است که از پوست کفل خر یا اسب ساخته شود. چسته. || کفل اسب. || قسمی کفش طلاب دینی و علماء از چرمی دانه دار چون پوست پلنگی و امثال آن. رجوع به ساغری شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - پوست اسب یا خر که دباغی شده باشد کیمخت . ۲ - تیماج . یا ساغری سوخته . قسمی چرم گرانبها که کتابهای نفیس را در قدیم بدان جلد میکردند ۳ - فاصله از دم تا مقعد اسب کفل اسب . ۴ - قسمی کفش مخصوص علمای روحانی و طلاب بی پشت پاشنه و با پاشنه بلند چرمی و کبود رنگ . ۵ - نوعی قماش .

کلمات مرتبط

  • ساقری سوخته
  • قنات ساقری ها چناران
  • زرین گاو سامری
  • سایرین
  • ساحری
  • ساحرین
  • سارقیه
  • ساری
  • ساری استر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات