سارد. [ رِ ] ( ع ص ) سوراخ کننده. || سخن نیکو و سریع گوینده. ( شرح قاموس ) ( اقرب الموارد ). || خراز. ( اقرب الموارد ).سارد. ( اِخ ) شهر معروف باستانی ، پایتخت کشور لبدیه ( لودیا ) ، در آسیای صغیر ( در نیمه قرن ششم ق. م. ) که نام آن در کتیبه ...
دانشنامه آزاد فارسی
سارُد (sarod)نوعی لوت دسته کوتاه در موسیقی شمال هند(هندوستانی). سارُد چهار یا پنج سیم ملودی دارد، که روی یک تختۀ انگشت گذاری فلزی صیقلی کشیده شده اند، و دارای چندین سیم واخوان و سیم هایی برای علامت گذاری ریتمی، و دوازده سیم حساس یا بیشتر است. برخی سیم های آن یک هم نواساز فلزی کوچک نیز دارند که به انتهای بالایی دسته وصل شده است. این ساز از سازهای رایج در تکنوازی کنسرتی است، و معمولاً با نوای یک جفت...
فرهنگ فارسی
شهر قدیمی در آسیای صغیر پایتخت بودیه (لیدی ) پایتخت کرزوس پادشاه معروف که در قدیم بسبب جلال و ثروت خیره کننده اش شهره آفاق بود . سوراخ کننده
دانشنامه عمومی
سارد یا ساردیس، شهر دوران باستان، واقع در بخش غربی آسیای کوچک که تا سال ۵۴۶ پیش از میلاد پایتخت شاهنشاهی لیدی و بعد از آن مقر ساتراپهای پارس بوده است.سارد نزدیک به دو هزار و اندی سال پیش به دست کورش بزرگ گشوده شد و از آن پس یکی از شهرهای مهم شاهنشاهی هخامنشی شد. این شهر که در آسیای کوچک قرار داشت به وسیله راه شاهی به تخت جمشید می پیوست.از سال ۱۸۸ پیش از میلاد متعلق به پرگامون و از سال ۱۳۳ پیش از م...