سارا. (اِخ ) نام جائی است در ساحل بحر عمان و گویند در آنجا عنبری بغایت بی نظیر وجود دارد. (شعوری ) .
دختر پاکیزه. نامی از نام ها ی دختران.
(تلفظ: sārā) (در قدیم) خالص ، بیآمیختگی ؛ (در اعلام) نام زن حضرت ابراهیم (ع) و مادر اسحاق (ع).
بیغش، خالص
اسم ≠ ناخالص
عنبرسارا، مشک
۱. عنبرسارا، مشک
۲. بیغش، خالص ≠ ناخالص
۳. زبده